Archive for مارس, 2008

نوروز

مارس 20, 2008
                       
 
 
  

آب و آيينه
سفره‌اي از
شراب و شعر و شيريني
سيب و سبزه و سمنو؛
بهار پشت پنجره است.

 

تنهايي‌ام را مي‌تكانم
آبي به چهره
نگاهي در آيينه،
آميخته
زمين با من،
مي‌پيچد
آواز سرنا و دهل در آسمان؛
روز نو
آغاز مي‌شود.

 

 

نوروز سياوشان

مارس 17, 2008
                                                            

  

در آستانه‌ي چارشنبه‌سوري و نوروز و بهار، خوانش شعر “نوروز سياوشان” ‌را با صداي خودم پيشكش‌ مي‌كنم كه مي‌توانيد پيوند “بشنويد” را پي‌بگيريد و گوش كنيد، اگر بخواهيد و اگر هم خواستيد، مي‌توانيد آن‌را پياده كنيد.

اين شعر، پيش‌تر در شماره‌ي اسفندماه ۱۳۸۳در ماهنامه‌ي “نامه” به‌چاپ رسيده است و يك‌بار هم آن را در وب‌لاگ پيشين من خوانده‌ايد كه اگر بخواهيد، مي‌توانيد بازهم در همان‌جا بخوانيد؛ پيوند آن‌را هم در پايين نوشته‌ام.

تنها مي‌ماند بگويم اين‌كه اين شعر را پيشكش كرده بودم به پيشگاه “قاسم سعدي افشار”، بزرگ هنرمند سياه‌باز و نيز همه‌ي سياه‌بازها و حاجي فيروزها. به‌تازگي شنيده‌ام كه قاسم سعدي افشار، داغدار است در اندوه ازدست‌دادن همسرش. كار شايسته‌اي مي‌شود اگر كسي يا كساني از شماها كه در تهران هستيد، بتوانيد در اين نوروز به او سري بزنيد كه فرهنگ ما وام‌دار همين هنرمنداني است كه زود هم فراموش‌شان مي‌كنيم و آن‌ها مي‌مانند با ناداري و روزهاي سخت ازكارافتادگي و يك‌دنيا دل‌مردگي.

 

 

 

بخوانيد


 

بهار خاكستري

مارس 7, 2008

يك پياله چاي سرد
فرشي از كاغذ‌هاي مچاله
شعرهاي گم‌شده
ميان تارهاي عنكبوت؛
دريغ از يك غزل
يا
چيزي
براي شادماني كودكان پامير
ايلام
بلخ و بخارا.

نمي‌پرسي از دست‌هاي خالي
مي‌آيي
بي‌آن‌كه بداني
يا كه بخواهي بداني.

اگر شقايق بخندد
بنفشه پيچ و تابي بخورد
و پسرك قشلاق
از ياد ببرد يخ‌بندان زمين را
چه بگويم؟
نيا،
بيا!