المعجب في معايير هزار سال پيش، هزار سال پس

 

 بشنوید
 

 

«ليلا ليلا ليلا،

ليلا را…»

نه‌…؛

خودش رفت

با پاي خودش كه رفت.

 

چه كنم «دريدا» و «رولان بارت» سرت نمي‌شود؛

گفته بودم هربار.

گفته بود

هزار بار؛

شعري بنويسم

ببندد به بازوان

يا بياويزد به گردن‌اش!

برگ‌هاي دفترم را كاغذباد كردم

از لج ليلا

فرستادم به هوا.

 

» بودريار» كه هيچ

شعرهاي مرا هم نخوانده بود.

ليلا ليلا ليلا،

ليلا را…

باد برد؛

بدون بازوبندي

يا گردن‌آويزي از شعر

از لج من‌

سوار بادبادك شد وُ

رفت.

 

برده‌دار هم اگر بُرده باشد

هزار ليلا

فداي شعر هزاره‌ي چهارم و پنجم هجريِ ميلادي.

دوره‌ي كبوتر نامه‌بر اگر بود

يا قاصدك

همين‌ها را مي‌گفتم به ليلا

از لج هم كه شده.

 

«ليلا

ليلا

ليلا

ليلا، ليلا…»

اگر نمي‌رفت

از سال‌هاي «شمس قيس رازي» كه صبر كرده بود

هزار سال ديگر هم؛

هي بخت آوانگارد نامراد،

هي!

3 پاسخ به “المعجب في معايير هزار سال پيش، هزار سال پس”

  1. banafsheh می‌گوید:

    khoob bood. merci

  2. نارویی می‌گوید:

    سلام
    آقای کرمانی
    شاعر گرامی
    شعر زیبایی شنیدم

    برده‌دار هم اگر بُرده باشد

    هزار ليلا

    فداي شعر هزاره‌ي چهارم و پنجم هجريِ ميلادي.

    دوره‌ي كبوتر نامه‌بر اگر بود

    يا قاصدك

    همين‌ها را مي‌گفتم به ليلا

    از لج هم كه شده

  3. لاله می‌گوید:

    آدرس جدیدم نازنین:

    http://l-hasanpour.blogspot.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.