چه ساده است اين سايهي من! فكر ميكند نميدانم
“تحت
تعقيب”
بودهام
همه
عمر.
پابهپا
پشت سرم
شانهبهشانه
نفسام را بريده است.
گاهي كه پيشاپيش؛
دارد رد گمميكند، مثلن.
پنهان هم كه ميشود
ميدانم رهايام نكرده است؛
حتا حالا كه زير سايهي اين تختهسنگ.
- «چه خبر؟»
سفرهي دلام را پهن ميكنم؛
ساده
درست مثل سايهام.
رفته رفته ميكشد به حرفهاي مگو
دستام رو ميشود وُ
ميشوم «متهم بُريده»
در برابر او.
رفته است
با «قرار منع تعقيب» براي خودش؛
من هنوز
گرم حرفهاي ناتمام.
خيس ميشوم از خجالت
سايهام
آب ميشود.
شعر را می توانید این جا بشنوید: Alireza%20Kermani%20-%20Runway%20of%20Shirin%20&%20Farhad\’s%20shadow.mp3